عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

مقدمه 11

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

كه پژوهش علمى هنوز پاسخ كاملى به آن نداده است زيرا در وهلهء اوّل تلاشهايى كه در اين راه صورت گرفته ، اندك بوده است چون كتابهايى كه در اين باره نوشته و چاپ شده است واقعا كم است و به تعداد انگشتان يك دست نمىرسد . دوم اين كه اين تلاشهاى اندك ، گاهى به خاطر سطحى بودن دچار ناكارآورى شده و گاهى از روى غرض ورزى سترون نموده است زيرا نويسندگان آن از خاورشناسانى بوده‌اند كه بيشتر آنها روح همدلى با ميراث ما را در خود نداشتند و لذا در پى يافتن شبهه‌هايى بوده‌اند تا بر اساس آنها ، احكامى را بنا نهند كه در آينده چهرهء واقعى خود را نشان خواهد داد . عيب نويسندگان ما كه به تاريخ قرآن پرداخته بودند ، اين بود كه از پرسشهاى بسيارى كه پژوهشهاى خاورشناسى در افكنده بود ، صرف نظر كردند و سخنان خود را به شكل گزارش ، مطرح مىكردند و هميشه بر خوانندگان اين مطالب ، لازم بود كه هر آنچه را كه گفته مىشود ، پذيرا باشند . آفت خاورشناسان اين است كه با احتمالات عقلى ، همچون حقايق علمى برخورد مىكنند و گذشته را كه هيچ وقت بخشى از تاريخشان نبوده است و در نتيجه از مؤلفه‌هاى درونى آنها هم نمىباشد ، على رغم اختلاف در مكان ، زمان ، عقلانيّت و روح با معيار روزگار كنونىشان مىسنجند . نشانهء اين عمل آن است كه آنها از ويژگى متافيزيكىاى كه در سايهء آن ، حوادث تاريخ قرآن در روزگار پيامبر ( ص ) به وجود آمده است ، چشم‌پوشى مىكنند و روشهاى مسلمانان در نقد اخبار و روايات را رد مىكنند . كافى است عبارت آرتور جفرى « 1 » در مقدمهء كتاب « المصاحف » را بخوانيم كه به توصيف شيوهء محققان خاورشناس مىپردازد . وى مىگويد : « روش خاورشناسان در پژوهش چنين بوده است كه به جمع آرا ، گمانها ، اوهام و تصورات مىپرداختند تا با بررسى ، چيزهايى را استنتاج كنند كه مطابق مكان ، زمان و ويژگيهايى باشد و در اين كار ، متن را بدون

--> ( 1 ) . yreffeJ ruhtrA .